چکیده

سلسله نوشتارهای جغرافیای تاریخی شهرهای خوزستان را با بررسی تاریخ شهرستان آبادان پی می گیریم.این منطقه نیز مانند سایر مناطق خوزستان جنوبی به دلیل واقع شدن بر ساحل رودخانه و دریا زمانی از رونق بسزایی برخوردار بوده است .با شروع ویرانی اکثر شهرهای جنوبی استان، آبادان نیز تحت تأثیر عوامل متعدد که به آنها پرداخته خواهد شد از رونق افتاد و از زمانی که تکاپوهای نفتی آغاز شد این شهر نیز به شکل دیگری اهمیت یافت که تا کنون نیز با افت وخیزهای فراوان حفظ شده است.در این مقاله به شناسایی گذشته این شهر و دلايل رونق و ويراني آن پرداخته میشود.

کلید واژه ها:عبادان،اروند،پالایشگاه،نفت،بهمنشیر

 

مقدمه

شکل گیری هرکدام ازجوامع و تمدنها برمبنایی ویژه ومتناسب با شرایط اقلیمی صورت می گیرد.قرار گرفتن بر سر راهها ومسیر تجاری،وجود زمین های حاصلخیز،داشتن آب و هوای معتدل،وجود پایگاه های مذهبی و بسیاری ازعوامل دیگر،در گذشته می توانست موجب تجمع انسانها در یک مکان ودر نتیجه ظهور یک فرهنگ وتمدن خاص گردد. کم شدن هر کدام از این عوامل به نوبه خود می توانست به ضعف وسقوط تدریجی آن تمدن منجر شود.آبادان از مناطقی بوده است که شرایط کافی را به طور طبیعی برای رشد داشته است .هر گاه از این استعدادها بخوبی بهره برداری شده است ،این شهر رو به شکوفایی گذاشته ودر صورت عدم آمادگی برای بهره برداری مناسب از شرایط نهفته،عکس آن قابل استنباط بوده است.جزئیات بحث در خلال این نوشته بررسی خواهد شد.  

حدود جغرافیایی آبادان:

جزیره آبادان در 30 درجه و 22 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و 15 دقیقه طول شرقی قرار گرفته است. حدود این شهر عبارت است از: شمال به شهرستان خرمشهر،از مشرق به خور موسی، از جنوب به خلیج فارس،و از مغرب به اروند رود. وسعت این شهر 7962 کیلومتر است و دارای پنج دهستان تابعه به نامهای سلاحی (زیناوند)، منیوحی،نصار،معمره و بهمنشیربوده است که اکنون تعدادی از اینها به شهر پیوسته است.

آب و هوا و شغل مردم آبادان:

با توجه به اینکه آبادان در جنوب ایران و در منطقه پست قرار دارد هوای آن گرم بوده است. در برخی موارد از آن به عنوان شهری که فاقد زمستان است نام برده شده . برخی منابع آبادان را تنها دارای دو فصل می دانند زیرا بهار آن نیز مانند تابستان گرم است.این شهر دارای زمستانی بسیار کوتاه ،حد اکثر حرارت 52 درجه و حداقل صفر درجه سانتیگراد است و رطوبت هوا گاهی به 99 درصد می رسد.محصول عمده کشاورزی آن محدود است به خرما و از نظر صنایع دستی آنچه در این شهر رواج دارد تنها حصیر بافی است که توسط برخی زنان بومی انجام می پذیرد. صید و صیادی نیز از دیگر شغلهای رایج در آن بوده است. ناصر خسرو خریدن حصیر از آبادان را یادآور می شود و ابن بطوطه از صید ماهی به عنوان غذای رایج در آنجا نام می برد.

وجه نام گذاری:

در این رابطه دیدگاه ها متعدد ومغایر است اما آنچه ذکر شده این است که نام قدیم این شهر عَبادان وعَبَدان بوده وبنا به گفته مورخین قرون نخستین اسلامی بر گرفته از نام شخصی است عباد نام.

بلاذری این شهر را ساخته حُمران ابن اَبان مولای عثمان می داندکه عبدالملک ابن مروان به اقطاع به او داده بود و در حوادثی که برای حمران پیش آمد وی این منطقه را به عباد ابن حُصَین بخشید. به همین دلیل این شهر نام عبادان به خود گرفت.منابع دیگر نیز کم وبیش همین دیدگاه را دارند. اما یکی از منابع تحقیقی معاصر به نام ایرانویج اثر بهرام فره وشی دیدگاهی بجز نظر رایج در بین مورخان قدیم دارد و معتقد است که واژه آبادان ریشه عربی ندارد بلکه فقط چهره عربی به خود گرفته است و اطلاق نام عبادان بر این منطقه پایه ای سخت نااستوار دارد.شکل کهن این نام) اُپاتان (o+pat+anاست.oبه معنی آب، pat از ریشه پاییدن و an پسوند نسبت است. مفهوم آن محلی است برای نگهبانی از آب و این نوع ترکیب همان است که در آتورپاتکان هم دیده می شود. وی گفته ابن حوقل و اصطخری را نیز گواه می آوردکه پاسبانان در آبادان دزدان دریا را از دزدی باز می داشتند ودهانه دجله و دریا را می پاییدند. ابن حوقل چنین آورده است که عبادان قلعه کوچک آبادی بر کناره دریا و محل گرد آمدن آب دجله است و آن رباطی است که جنگجویان و دیگر دزدان دریایی در آنجا می باشندودر آنجا پیوسته مرزدارانی مراقبت می کنند.

در تحلیل این موضوع باید عنوان کرد که ضمن احترام به دیدگاه های متقدمین،در مورد نظریه اول که نام این شهر را ناشی از نام شخصی به نام عباد ابن حصین می داند باید گفت با توجه به نام بهمن شیر که به نهر شمال آبادان اطلاق شده است و یادگاری از دوران ساسانی محسوب می گردد پس نام این منطقه پیش از اسلام چه بوده است؟ در منابع آمده است که این شهر ساخته حمران ابن ابان بوده است اگر چنین است پس چگونه پس از واگذاری به عباد ابن حصین به این نام موسوم می گردد؟علاوه بر این ، دو حرف (ان)که به عنوان پسوند اضافه شده است از لحاظ دستوری چه نقشی دارد که نام شهر را به نام عباد منسوب کرده است؟ با توجه به گفته های برخی سفرنامه نویسان و جغرافی دانان که خود به آبادان سفر کرده اند و اوضاع اجتماعی آنجا را از نزدیک مشاهده کرده اند می توان گفت ریشه واژه عبادان از عبد و عابد و عبادت گرفته شده است نه از نام شخص.ابن بطوطه جهانگرد مراکشی که خود از آبادان دیدن کرده است وجود رباطها و خانقاهها را یادآوری می کند و می نویسد:«عبادان معبدها و رباطها و مسجدهای متعدد دارد... در ساحل دریا تکیه ای وجود دارد که آن را به خضر و الیاس پیامبر نسبت می دهند و روبروی آن تکیه خانقاهی واقع است. چهار تن درویش با فرزندان خود خدمت تکیه و خانقاه را بر عهده دارند. وی سپس به ذکر خاطره ای می پردازد که در برخورد با یکی از زاهدان ساکن آبادان داشته است.

معجم البلدان یاقوت حموی نیز روایتی در تأیید این دیدگاه دارد. آنجا که می گوید :«...وقد نسبو الی عبادان جماعة من الزهاد والمحدثین منهم ابوبکر احمد ابن سلیمان ...العبادانی سکن بغداد و...»     احسن التقاسیم مقدسی نیز روایت کرده است که « کاروانسرا و عابدان و نیکوکاران دارد.» سپس به ذکر روایتی از پیامبر پرداخته است که :« هر کس از شما عبادان را دید در آن رباط بندد زیرا که این شهر مشتی گل از بیت المقدس است، طوفان نوح آن را بدانجا انداخته است روز قیامت به جایش باز خواهد گشت.» نظریه دوم مستند است به شواهد زبان شناختی که البته آن هم در نوع خود قابل احترام است. زیرا واژه های بکار رفته در این مورد با شواهد تاریخی مستند شده است.

مکان جغرافیایی آبادان قدیم

آبادان باستانی مکانی نیست که اکنون می شناسیم، بلکه بندری بوده است در مصب شط العرب موسوم به دماغه گسبه(قصبه)که حد شمالی و شرقی آن به رود کارون و بهمن شیر(بهمن اردشیر) و حد غربی آن به شط العرب و جنوبی آن به خلیج فارس محدود می شده است. کتاب معجم البلدان ذیل کلمه عبادان می نویسد:« عبادان به تشدیدثانیه و فتح اوله ، قال بطلمیوس عبادان فی الاقلیم الثالث طولها خمس و سبعون درجه و ربع و عرضها احدی و ثلاثون درجه.»در ترجمه کتاب آثارالبلاد واخبارالعباد آمده است که:« عبادان جزیره ای است در زیر بصره نزدیک به دریای شور، و دجله چون نزدیک به دریا شود به دو بخش تقسیم می شود یک بخش از آن می رود به نواحی بحرین و آن سمت راست است و بخش دیگر به جانب چپ است به عبادان و سیرف می رود و عبادان در این جزیره است و آن جزیره مثلث واقع شده و اینکه می گویند «لیس وراء آبادان قریة» وجهش (دلیلش) آن است که از آن گذشته دریاست و آبادانی نیست»ابن بطوطه می نویسد:«عبادان دهی بزرگ است در زمین سبخه(شوره زار)که هیچ آبادی در آن نیست» ناصر خسرو که خود از آبادان دیدن کرده است می نویسد جانب جنوبی عبادان خور دریای محیط است که چون مد باشد تا دیوار عبادان آب گیرد و چون جزر شود کمتر از دو فرسنگ دور شود. با توجه به شواهد موجود در منابع می توان منطقه قدمگاه خضر را به عنوان مرکز بندر آبادان قدیم بحساب آورد که حومه آن تا اروند کنار را در بر می گرفت.

پیشینه آبادان

اگر چه وجود نام بهمن شیر(بهمن اردشیر) یادآور عهد ساسانی است و نشان از اهمیت این منطقه از لحاظ حمل و نقل دریایی در آن دوره دارد اما نامی از این شهر در ردیف شهرهای باستانی ،آنچنانکه در کتیبه ها آمده است وجود ندارد. تنها بعد از ورود اسلام به ایران است که صاحبان مسالک وممالک از این منطقه یاد می کنند. بطوریکه پیشتر یاد آوری شد بیشتر منابع متقدم پیدایش این شهر را به شخصی بنام عباد ابن حصین نسبت می دهند که در دوران اسلامی ساخته شده است. در بیشتر کتب جغرافیایی و سفرنامه ها از این منطقه بنام جزیرة الخضر نام می برند که محل عبادت صوفیان و زاهدان و مکانی برای پهلو گرفتن کشتی ها و استراحت موقت مسافران بوده است. امنیت اجتماعی در این منطقه تابع تحولات سیاسی و نظامی خلافت اسلامی بوده است. بطوریکه در قرن سوم هجری که نهضت سیاهان زنگی برای مدت طولانی خلافت عباسی را دچار دردسر می کند بخش عمده ای از درگیری ها در آبادان اتفاق می افتد. طبری از تصرف این شهر توسط صاحب الزنج خبر می دهد. با این وصف بعید نیست اگر فرض کنیم در فاصله قرن اول تا سوم هجری این منطقه پناهگاهی برای فراریان از دست خلافت از جمله خوارج بوده است.پس از شکست خوردن نهضت صاحب الزنج این شهر نیز به تصرف مجدد نیروهای خلافت عباسی در می آید. اغلب منابع تاریخی از یک دوران رکود و ویرانی در خوزستان یاد می کنند که البته آبادان نیز به عنوان بخشی از این ولایت باید تحت تأثیر قرار گرفته باشد.علل این ویرانی را باید بیشتر در مناقشات سیاسی و نظامی میان فرقه های مذهبی جستجو کرد. البته بدی آب و هوا و وجود بیماریهای ناشی از آن و نداشتن خاک حاصلخیز نیز تأثیر خود را گذاشته است. بهمین دلیل است که از قرن سوم و چهارم هجری تا قرن چهاردهم چندان توجهی به این منطقه نشده است.تاریخ جغرافیایی خوزستان در این مورد آورده استکه:«آبادان در سده های میانه مانند بیشتر شهرهای خوزستان روی به ویرانی نهاد و در جای آن جز دهکده ای بیش نماند و محل آن اندکی جنوبی تر از آبادان کنونی بوده است و چون زمین آنجا سست است و بیشتر بناها از خشت ساخته بوده در قرن های اخیر آثار آنها هم نابود شده است. تنها چیزی که از ابنیه آباد مانده همان مقام خضر است که مکرر تعمیر شده است.» صاحب فرهنگ معین نیز یادآور می شودکه در سال 1900م جز معدودی کپر متفرق و چند نخلستان و چند خانه حصیری و جمعی عرب بادیه نشین در این جزیره چیزی دیده نمی شد.

آبادان جدید

شاید نام آبادان جدید بدون نام نفت و تحولات آن چندان پسندیده نباشد. چرا که پیدایش آبادان و نام آور شدن دوباره آن مرهون نفت و ساختن پالایشگاه نفتی است. منابع متعدد زمانی که از آبادان یاد می کنند فراز و نشیب های نفتی را نیز در کنار آن مطرح می کنند.فرهنگ القاموس السیاسی در باب آبادان می نویسد عبدان بندری است که مرکز صنعت نفت در ایران است و خط لوله نفتی که از مسجد سلیمان آغاز می شود به آبادان ختم می کردد. این خط لوله بین 1909 تا 1912م کشیده شد. زمانی که اولین چاه نفت در منطقه مسجد سلیمان راه اندازی شد برای صدور و نیز تصفیه آن،منطقه آبادان در نظر گرفته شد. این موضوع که چرا آبادان برای این امر انتخاب شد باید موقعیت جغرافیایی آن را بررسی کرد. آبادان از یکطرف در کنار اروندرود و خلیج فارس قرار داشت که این ویژگی می توانست به صدور نفت با هزینه کمتر کمک کند و از سوی دیگر آب رودخانه برای مصرف پالایشگاه مناسب بود. تاریخ جغرافیایی خوزستان ذکر می کند که«چون پرمایگی معادن نفت خوزستان بر متصدیان امور شرکت نفت ثابت شد و به نتایج مهم آن امیدوار شدند درصدد افتادند بندرگاهی نزدیک به دریا بسازندکه نفت خام از آنجا بارگیری شود و نیز پالایشگاهی بر پا کنند که نفت در آن تصفیه شود و هیچ جا را برای اینکار مناسب تر از نقطه آبادان ندیدند که هم به دریا پیوسته و هم زمین های آن تا اندازه ای قابل ساختمان است» در سال 1908م پس از کشف نفت از مسجد سلیمان یک خط لوله به ظرفیت 400هزار تن از میدان نفتون به آبادان کشیده شد. ساختمان این خط در حدود سه سال طول کشید.در همین مدت ساختمان پالایشگاه نیز شروع شد. در پایان سال 1911م بهره برداری از خط لوله و پالایشگاه شروع شد. پالایشگاه آبادان در منطقه ای که از هر لحاظ مناسب بود تأسیس گردید. این منطقه از لحاظ لنگرگاه برای کشتی های نفتکش اقیانوس پیما از یکطرف و تأمین آب مصرفی از طرف دیگر انتخاب گردید. عمر این پالایشگاه نزدیک به یکصدسال است و از نظر پیشینه تاریخی در دو جنگ اول و دوم جهانی نقش مهمی داشته است. تا قبل از جنگ دوم جهانی بیشتر فراورده های نفتی آبادان به اروپا صادر می شد و یا به مصرف نیروی دریایی انگلیس می رسید.بعد از جنگ دوم جهانی نفت آبادان بازارهای وسیع تری در سطح جهان یافت . در زمان ملی شدن نفت (بین سالهای1951-1954م)آبادان یکی از مراکز مهم سیاسی و اقتصادی محسوب می شد. پس ازکودتای 28مرداد1332 که شرکتهای چند ملیتی نفت در ایران سرمایه گذاری کردند پالایشگاه آبادان درردیف یکی از بزرگ ترین پالایشگاههای جهان به حساب می آمد. در سال 1357 اعتصاب پرسنل پالایشگاه آبادان از لحاظ سیاسی و اقتصادی چنان اهمیت داشت که به عنوان یکی ازعوامل سرنگونی رژیم پهلوی درتاریخ انقلاب اسلامی مطرح شد.پس از پیروزی انقلاب اسلامی،این پالایشگاه همچنان اهمیت خود را حفظ نمود. اما با آغاز جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران، یکی از مراکز اقتصادی حساس که بطور دائم مورد حملات متعدد قرار گرفت پالایشگاه نفتی آبادان بود. این حملات، صدمات جبران ناپذیری از لحاظ اقتصادی وارد آورد. پس از پایان جنگ کار بازسازی پالایشگاه از سر گرفته شد که تا کنون ادامه دارد. تبعاً در کنار ساخت پالایشگاه ، متصدیان شرکت نفت در آنجا ساختمان هایی برای اسکان پرسنل ساختند و به تدریج تجارت و بازار در این منطقه شکل گرفت و مردمانی از سراسر ایران جهت کار در شرکت نفت و نیز سرمایه گذاری، در این شهر مستقر شدند. منازل سازمانی شرکت در چند مکان و برای چند رده از پرسنل شرکت ساخته شد. این عوامل موجب رونق شهر شد بطوریکه در اواخر حکومت پهلوی ، آبادان به یکی از زیباترین شهرهای کشور بلکه خاورمیانه تبدیل شده بود. این تحولات چندین ساله که منجر به رشد و رونق آبادان شد بحدی مهم بود که حتی در برخی آثار ادبی نویسندگان معاصر انعکاس یافت. بطور مثال بخش عمده ای از کتاب همسایه ها اثر نویسنده بزرگ خوزستانی احمد محمود مربوط به وضعیت اجتماعی ساکنین آبادان در آغاز سکونت آنها در شهر جدید آبادان است.

اوضاع اجتماعی آبادان

آبادان جدید تشکیل شده است از چندین منطقه سازمانی شرکتی که عمده ترین آنها عبارت اند از: بریم :                     

 که محل سکونت مهندسین خارجی و مدیریت رده بالای شرکت از رتبه ( 5-10 ) بود. در مورد نام این منطقه دیدگاهها متفاوت است.برخی می گویند بر گرفته از نام شخصی به نام ابوابراهیم است که پیش از این در آنجا ساکن بوده است.برخی دیگر معتقدند بر گرفته از نام یکی از مهندسین انگلیسی شرکت نفت است.  نظریه دیگر آنرا گرفته شده از واژه انگلیسی BRIM به معنی کنار، حاشیه، و لبه می داند. با توجه به اینکه در فرهنگ عامه مردم خوزستان نام ابراهیم را به صورت مخفف بریم می گویند،(مانند سلطان ابراهیم که به شکل مخفف سلطان بریم نامیده می شود)،به نظر می رسد دیدگاه اول درست تر است.

بوارده (شمالی و جنوبی):

 که برای کارمندان عالی رتبه در نظر گرفته شده بود. این نام نیز بنظر می رسد از نام شخص گرفته شده باشد،و در اصل ابووارده یا ابو ورده بوده است که در زبان عربی برای کنیه اشخاص بکار می رود.

 سیکلین:

 که ابتدا محل سکونت سیک های هندی بود که برای شرکت نفت انگلیس و ایران کار می کردند ولی بعد از اخراج انگلیسیها،به کارمندان با رتبه های متوسط (بین 1-4)واگذارشد.                     بنگله ها(بنگلوریا ،کواترها):

خانه هایی بودند که نزدیک بهمن شیرساخته شده بودند وعمدتاً محل زندگی کارگران شرکتی بود. این منازل همانهایی هستند که  به نام ایستگاه های واحد اتوبوسرانی و از ایستگاه یک تا دوازده معروف هستند. از میان اینها ایستگاه هفت به دلیل قرار گرفتن در کنار پل بهمن شیر و مجتمع لوله های نفتی که وارد آبادان می شدند ازمعروفیت بیشتری برخوردار بود.محلات دیگری ازقبیل احمدآباد،جمشیدآباد،و فرح آباد، فیه ،سده وکوی ذوالفقاری  وجود داشت که منازل آنها بیشتر شخصی بود.به عنوان مثال احمدآباد ابتدا روستایی بود که خارج شهر بود ولی بعدها در میان شهر قرار گرفت ویکی از معروف ترین محلات آبادان است. برخی مناطق نیز بنام ادارات تابعه شرکت نفت نامگذاری شده بودند که تا کنون نیز در میان مردم به همان نام مشهورند. مانند کفیشه که در اصل مکان کافی شاپ شرکت بوده است. بناهای تاریخی متعددی متعلق به اقلیت های قومی و مذهبی  در این شهر بنا شد که  از چمله کلیسای مسیحیان ،مسجد رانگونی ها (کلوپ هندی ها) و حمام جرمن(german ( را که هر کدام نشان دهنده وجود اقوام بیگانه شاغل در شرکت می باشد می توان نام برد.از این میان مسجد رانگونی ها بطور مختصر مورد بررسی قرار می گیرد.        مسجد رانگونی ها (کلوپ هندی ها) :

  این مکان تاریخی که ساختمان آن تلفیقی از معماری هندی و آمیزش آن با هنر اسلامی است متعلق به کارکنان هندی شرکت نفت انگلیس و ایران است که درهنگام ساخت پالایشگاه همراه انگلیسیها درآنجا مشغول کار بوده اند. به گفته برخی محققین ،این مکان ابتدا پرستشگاه سیکها بوده ولی بعدها در اختیار مسلمانان اهل سنت رانگونی (پایتخت کشور برمه) قرار گرفت وتبدیل به مسجد شد . این اثر تاریخی در طول جنگ تحمیلی بدلیل قرار گرفتن در کنار اروند آسیب فراوان دید اما به همت سازمان میراث فرهنگی و بویژه استاد جعفر مهر کیان کارشناس ارشد باستان شناسی،این بنا با شماره 2289 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. ظاهراً آخرین خادم مسجد فردی بنام اسلم راجا بوده که باز ماندگانش در آبادان زندگی می کنند. آبادان یکی از اولین مناطقی بود که تحت تأثیر اهمیت نفت دارای ایستگاه رادیویی و فرودگاه بین المللی گردید. این شهر جهت رفع نیازهای آموزشی و نیز تفریحی کارکنان نفت صاحب استادیوم ورزشی، استخر شنا، باشگاه های تفریحی و سینما های متعدد گردید که از جمله آنها می توان به سینما نفت(تاج)، سینما رکس( که در دوران انقلاب به آتش کشیده شد و تعداد زیادی از مردم در آنجا به شهادت رسیدند)،سینما متروپل، سینما شیرین، سینما خورشید، باشگاه اروند در نزدیکی سینما نفت، باشگاه انکس  واقع در منطقه بریم ، باشگاه ایران واقع در روبروی دبیرستان رازی،مراکز آموزشی از قبیل دبستان مهران نزدیک ساحل اروند، دبیرستان رازی، دانشسرای مقدماتی و دانشکده نفت و بسیاری مکان های دیگر اشاره کرد و از میان همه اینها مراکز ورزشی و آموزشی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده اند.  بسیاری از متخصصین مهندسی نفت از میان فارغ التحصیلان دانشکده نفت برخاسته اند وموضوع ورزش در آبادان چندان نیاز به توضیح ندارد. در جریان مبارزات مردم آبادان بر علیه رژیم پهلوی دانشکده نفت از مراکز مهم مبارزات فرهنگی بحساب می آمد. توجه به میراث فرهنگی گذشتگان نیزاز دید دست اندر کاران شهر پنهان نماند .بنابراین در سال 1338 اقدام به تأسیس موزه آبادان نمودند.در این موزه آثاری از دوره ماقبل تاریخ و تاریخی تا دوران قاجار وجود دارد. در دوران جنگ تحمیلی، آثار موزه بصورت امانت به مکان دیگری منتقل گردید تا بعد از جنگ، که بار دیگر آنها به محل خود برگردانده شد.معماری این موزه الهام گرفته از معماری سنتی ایران بوده و طرح گنبد آن متأثر از گنبد دانیال نبی در شوش است. با توجه به اینکه شهر جدید آبادان بر اثر پیدایش نفت بنا شده بود و پرسنل شرکت از همه نقاط کشور در آنجا ساکن شده بودند ترکیب جمعیت از یک بافت نبود. بنابراین ضمن اینکه زبان و فرهنگ اداری، فارسی بود ولی خرده فرهنگها و زبان های بومی هر قوم نیز رایج بود. این وضعیت منجر به پیدایش لهجه خاصی از فارسی به نام لهجه آبادانی گردید که تا کنون باقی است.  مردم ساکن در آبادان مسلمان و شیعه بوده اند ولی به تبعیت از بافت جمعیت ناهمگون شهر، در آغاز پیدایش آن تعداد کثیری از مردم سایر ادیان مانند کلیمی،مسیحی،زرتشتی،هندو و سیک در این شهر ساکن بودند. در جریان جنگ تحمیلی، این شهر مورد بغض وکینه دشمنان قرار گرفت و آماج حملات متعدد و مکرر بود که این امر منجر به از هم پاشیدگی انسجام پیشین و مهاجرت تعداد بسیاری از مردم این شهر به نقاط دیگر شد. پس از پایان جنگ اگر چه کار بازسازی از سر گرفته شد اما هنوز تا رسیدن به وضعیت هنجار پیش از جنگ فاصله زیادی وجود دارد.امید است شهرستان آبادان بار دیگر به رونق گذشته خویش چنانکه شایسته آن است دست یابد.

کتابنامه:

  1. ابن بطوطه،رحله(سفرنامه)،ترجمه محمد علی موحد،تهران1337
  2. اقتداری،احمد،خوزستان،کهگیلویه و ممسنی(جلد سوم آثار و بناهای تاریخی خوزستان)،چاپ دوم1375
  3. امام شوشتری،سید محمد علی،تاریخ جغرافیایی خوزستان،چاپ اول،اسفند1331
  4. ابوالفداء،تقویم البلدان(سال721 ه )ترجمه عبدالمحمد آیتی،پاییز1349
  5. بلاذری،احمد ابن یحیی،فتوح البلدان،به کوششدکتر آذرتاش آذرنوش،چاپ اول 1346
  6. دهخدا علی اکبر، لغت نامه
  7. سدیدالسلطنة بندرعباسی،محمد علی خان، سرزمینهای شمالی پیرامون خلیج فارس و دریای عمان در صد سال پیش،استخراج احمد اقتداری
  8. سعادت،فتح الله،جغرافیای اقتصادی نفت ایران،جلد دوم1347
  9. سیادت،سیدموسی،تاریخ جغرافیایی عرب خوزستان،چاپ اول1374
  10. عطیةالله،احمد،القاموس السیاسی،دارالنهضة العربیة،چاپ سوم 1968 م
  11. قزوینی،زکریا ابن محمدابن محمود،(متوفی به سال682 هجری) ترجمه محمد ابن مراد ابن عبدالرحمن،به تصحیح دکتر سید محمد شاهمرادی،(تاریخ ترجمه به تقریب1097 هجری)مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران،اردیبهشت1373
  12. کتاب آبادان، نشر دفتر پژوهشها و برنامه ریزی فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی،اسفند1361
  13. لسترنج،گی،جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی،ترجمه محمود عرفان،چاپ سوم1367
  14. معین،محمد،فرهنگ معین
  15. میریان،عباس،جغرافیای تاریخی سرزمین خوزستان،چاپ اول 1352
  16. مقدسی،ابوعبدالله محمدابن احمد،احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم،جلد یکم، ترجمه دکتر علی نقی منزوی،چاپ اول 1361                                                                                            
  17. 17.مهر کیان ،جعفر،سمینار مربوط به مسجد رانگونی ها ،خرداد1382 ،اهواز،بنیاد خوزستان شناسی

18 یاقوت حموی،معجم البلدان،المجلدالثالث،مکتبة الاسدی بطهران