"طایفه خواجه گتوند در گذر تاریخ"
نگارنده ی این نوشتار ضمن ارادت ویژه نسبت به طایفه ی خواجه و دوستی قدیم با آنها و آگاهی نسبت به فضائل این طایفه ، در کتاب گتوند شهر فراموش شده مطلبی راجع به این طایفه نگاشته بود و فکر می کرد در واقع باعث افتخار گتوند است که اولین اقوام خوزستانی، ساکن گتوند هستند. اما ظاهراً برخی افراد با انگیزه های خاص سعی داشتند مطلب ذکر شده را طوری دیگر جلوه دهند تا خدای نکرده موجبات تحقیر عده ای را فراهم نموده باشند ، لذا بدین وسیله متذکر می شوم که اگر در آن کتاب ذکری از تفاوت میان طایفه ی خواجه و سایر طوایف شده ،فقط قصد بر این بود که تمایز و اصالت قومی آنها را گوشتزد نموده و ویژگی های اخلاقی و رفتاری آنها را نشانه ای از اصالت آنها تلقی نمایند.
در جایی دیگر آمده است که اثری از خواجه بودن در آنها نیست . در اینجا هم قصد نگارنده بر این بود که این طایفه ی ساکن گتوند را به اصالتی بسیار قدیمی تر پیوند بزند و نشان دهد که لقب خواجه نه تنها به مناسبت خان بودن آنها ،بلکه برخاسته از دل اعصار کهن تاریخ چند هزارساله ی ایران زمین بویژه خوزستان است که از درون کتیبه های هخامنشی و بعدها نیز از درون کتب تاریخی مورخان اسلامی قابل پیگیری است که گفته اند: خوجها یا خوزها طایفه ای هستند که بسیار مردم با نشاط و شادی هستند و زبان آنها نوعی زبان طنز است و پادشاهان ساسانی از این زبان در گفتارهای خانوادگی استفاده می کردند، در همین رابطه باید گفت که در دوران معاصر القاب و عناوین پیشین بکلی حذف و ملغی گردیده ، لذا نگارنده که قصد بررسی همه جانبه پیرامون این طایفه شریف را نداشت، خودرا از تعمق در پیشینه غنی آنها بی نیاز تصور می کرد.
اکنون که بحث به اینجا رسید، بهتر است مختصری هم از پیشینه ی خوزها یا خوجها که به تعبیری اولین قوم ساکن خوزستان هستند و نام خوزستان هم از آنها گرفته شده است صحبت به میان آید. در بسیاری از منابع نام این قوم ذکر شده است و گفته می شود یونانیان به آنها اوکسی و اوکس می گفتند. سرزمین آنها نیز با نشانی هایی که در برخی منابع آمده است از کوه های شمال دزفول به طرف شرق تا منطقه گتوند و از آنجا به سمت لالی و اندیکا و ایذه و حتی منطقه ی کهکیلویه و بویراحمد تا در بند پارس (تنگ تکاب) بوده است. اینها همان رزمجویان وطن دوستی بودند که راه بر اسکندر مقدونی بستند و برای عبور از سرزمین خود از وی مالیات خواستند . این خود می رساند که خوجها قومی گسترده، شجاع و دارای نظم اجتماعی بوده اند که توانستند در مقابل دشمنی قوی پنجه مانند اسکندر ایستادگی نمایند . اگرچه در قرون بعدی تاکنون خوجها تسلط سیاسی و نظامی بر این منطقه نداشته اند، اما غنای فرهنگی آنها موجب شد تا نامشان برای همیشه بر سرزمین خوزستان اطلاق گردد و زبان آنها تا دوران ساسانی به عنوان یکی از زبان های رایج در دربار باقی بماند .
بنظر می رسد این قوم در مجاورت اقوام بختیاری ، به عنوان یکی از طوایف مطرح، به نام خواجه موگهی khajeh-mugohi یا khajeh-mugahi به زندگی ادامه دادند و هنوز هم یکی از گسترده ترین طوایف بختیاری هستند که علاوه بر سکونت در منطقه ی بختیاری، در گتوند و عقیلی خانواده های بسیاری هستند که با این نام زندگی می کنند و حتی در شهرستان شوشتر محله ی بزرگی بنام موگهی وجود دارد که از اعقاب همین قوم هستند.
در صحبت های حضوری که با دوستانی از این طایفه داشتم ، دو نکته توجه مرا جلب کرد و بر آن داشت تا در اظهار نظر خود مبنی بر پیوند اقوام خوز و طایفه خواجه موگهی بیشتر تاکید نمایم.اولاً بنا به اظهار آنها سرزمین اجدادی خواجه ها از قلعه ی اوبید در شمال غرب گتوند تا قلعه ی خواجه در اندیکا گسترده بوده است که این اظهار با گفته های منابع تاریخی که سرزمین خوزها یا اوکسی ها را از کوه های شمال دزفول به سمت گتوند و از آنجا به طرف لالی و اندیکا و ایذه و.....می داند کاملا منطبق است.
ثانیا از تعبیر ضرب المثلی معروف در بین آنها به این عبارت: «اسکندر زورش به تو نرسید، من زورم به تو برسد!». می توان به اظهارات منابع مبنی بر اینکه اقوام خوز یا اوکسی ها در مقابل اسکندر شجاعانه ایستادند و طلب مالیات کردند اطمینان پیدا کرد.
بنابراین اظهارات نگارنده در کتاب، نه تنها به قصد نگران کردن طایفه گرانسنگ خواجه نبوده است، بلکه با نیت خیر خواهانه و با این امید که توانسته باشم با یافتن اصالتی بسیار باستانی برای قدیمی ترین قوم ساکن گتوند، قدمت و اصالت منطقه گتوند را به اثبات برسانم.
هرخدمتي که کردم