X
تبلیغات
گتوند شهر فراموش شده - تاریخ شوشتر
تاریخ شوشتر 87/10/16 11:6 AM

اوضاع جغرافیایی شوشتر

شهرستان شوشتر در شمال استان خوزستان بین 48 درجه و 20 دقیقه طول شرقی و 32 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی واقع گردیده است. این شهرستان از شمال به شهرستان گتوند و کوههای بختیاری، از مغرب به شهرستانهای دزفول و شوش،از شرق به شهرستان مسجد سلیمان و از جنوب به شهرستان اهواز محدود می گردد. از نظر آب و هوا، شوشتر در منطقه گرمسیری است و زمستانی معتدل و تابستانی گرم دارد. با توجه به پیشینه کهن شوشتر، جغرافی نویسان دورانهای گذشته، در مورد ویژگیهای جغرافیایی این شهر اظهار نظر کرده اند که در اینجا به برخی از آنها پرداخته می شود. مقدسی در مورد شوشتر آورده است که:«در همه خوزستان بهتر از شوشتر نیست. باغها اطراف آن را گرفته اند. آنجا بهشت خوزستان است،انواع میوه در آنجا بعمل می آید و آبی سرد دارد که در زیر زمین روان است.» ابن رسته این شهر را از خوره های (توابع)اهواز(خوزستان) می داند و فاصله آن را در دو مرحله جمعاً16 فرسخ می داند. نظامی در اشعار خویش بهار شوشتر را اینگونه توصیف می کند:                           «همه عالم بهار شوشتری---- جایگاه تذر و کبک دری»، تذکره شوشتر هوای بهار آن را بغایت معتدل می نامد و می گوید:« وفور گل ولاله و ریاحین خدا آفرین در صحراهای آن به حدی است که وصف آن نتوان نمود» تحفة العالم و تاریخ جغرافیایی خوزستان نیز ضمن بیان حدود جغرافیایی، توصیفاتی از آب و هوای مناسب این شهر دارند. علاوه بر آن دروازه های قدیمی این شهر نیزبه شرح زیر نام برده شده است.1- دروازه ماپاریان در شمال که به رودخانه شطیط باز می شد،2- دروازه دزفول در زاویه شمال غربی متصل به پل شادروان شاپوری که راه دزفول از آن می گذرد،3- دروازه آدینه در مغرب شهر در کنار نهر داریان،4- دروازه لشکر در زاویه جنوب غربی و متصل به پل لشکر،5- دروازه مقام علی در زاویه جنوب شرقی مشرف بر رود گرگر،6- دروازه گرگر در سمت مشرق که از روی سد گرگر عبور می کرد. شاید تعداداین دروازه ها در زمانهای مختلف تغییر کرده باشد زیرا منابع قدیمی تر گاهی چهار دروازه و گاه پنج دروازه برای آن ذکر کرده اند. این شهر در روزگار پیشین از شهرهای بسیار مهم و زیبای ایران بشمار می آمده و دارای بازارهای بزرگ و باغهای متعدد وگسترده بوده است. باغهای شوشتر از شهرت بسیاری برخوردار بوده اند و به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم می شدند. عمده ترین باغهای داخلی عبارت بودند از: سالم آباد،گلابی،بلاگردان و باغهای سمت مشرق مانند باغ بلبل،باغ خواجه فیض الله لشکرنویس و تاش علیا و سفلا. باغهای خارج شهر که بیشتر در جنوب واقع بودند عبارتند از: باغ نو،باغچه شیخ، باغ شاه و باغ وقفک و بیشه عزیزخان و باغ شرابدار وباغ نوروزخان و باغ حسین آباد و باغهای منطقه میاناب. از باغ دیگری بنام باغ سبزه میدان که باغ ملی بوده نیز نام برده شده که درساحل راست شطیط مقابل قلعه سلاسل قرار داشت. مردم شوشتر برای فرار از گرمای تابستان اقدام به ابداع زیرزمینها و سردابهایی نمودند که در زبان محلی بنام شوادون(shavadun) معروف هستند و تا کنون تعداد زیادی از آنها در خانه های ساکنین شوشتر موجود است و برخی از آنها بوسیله قناتهایی به رودخانه راه داشته است تا از نسیم خنک رودخانه نیز بهره ای برده شود. آب آشامیدنی و مورد استفاده ساکنین شهر از رودخانه کارون بوده که در شمال این شهر به دوشاخه اصلی شطیط در غرب و گرگر در شرق و یک شاخه فرعی بنام نهر داریان بموازات شطیط تقسیم شده است. دو شاخه اصلی در 40 کیلومتری جنوب شوشتر در منطقه بندقیر بهم پیوسته بهمراه رود دز راهی اهواز می شوند.

 

وجه نام گذاری و تاریخ بنای شوشتر

 

تقریباً همه نوشته های پیشینیان و به تبع آنها منابع تحقیقی جدید، بنیانگذاری شوشتر را به دوران اساطیری ایران نسبت می دهند و تاریخ بنای آن را بعد از شوش می دانند. بطوریکه نقل شده است روزی هوشنگ پیشدادی از پادشاهان اساطیری ایران ضمن گردش در اطراف شوش به کنار رود کارون می رسد و چون آنجا را مکان باصفایی می یابد دستور می دهد شهری در آنجا بنا کنند و نام آن را شوشتر به معنای خوب تر از شوش(شوش= خوب)می گذارد. یاقوت حموی و به نقل از او اعتمادالسلطنة در مرآت البلدان از فردی به نام زجاجی آورده اند که این شهر را از آنجهت تُستَرگویند که شخصی بنام «تُستَرابن نون» از طایفه بنی عجل آن را فتح کرد و بنام او نامگذاری شد.البته نظریه زجاجی کمی سست می نماید زیرااولاً خود یاقوت حموی در پایان این روایت می نویسد به چیزی نمی ارزد وثانیاً شوشتر پیش از سقوط بدست اعراب شهر مهمی بوده و قطعاً نامی داشته که همان شوشتر باشد.از طرف دیگر در هیچ منبع موثقی ،فاتح شوشتر بنام تستر نامیده نشده است. بلکه اکثر منابع ،ابوموسی اشعری را بعنوان فاتح شوشتر ذکر می کنند. برخی نیز بدلیل داشتن شش دروازه ،آن را ششدر نامیده اند. نظریه بسیار محکم دیگری نیز در باب نام شوشتر وپیوند آن با ایزدان کهن ایرانی در کتاب آثار و بناهای تاریخی خوزستان تألیف احمد اقتداری جلد دوم آمده است که می توان به آنها استناد نمود.حمدالله مستوفی در نزهة القلوب آورده است که هوشنگ پیشدادی ساخت و خراب شده بود،اردشیربابکان(بنیانگذارساسانیان)تجدیدعمارت آن کرد وشکلش بر مثال اسب ساخت. در باب تاریخ بنای شهر به نقل از ابن مقفع آمده است که اول شهری که بعد از توفان نوح بنا نمودند شوش و سپس شوشتر بود. نامگذاری شوشتر در اشعار برخی شعرا نیز اشاره شده است.                                                           

«آن تر تفضیل تو،باشد عیان                      برتری از هر بلاد این جهان                                                                                                                   ای که از هوشنگ باشد بنیه ات                                             شهر شش دروازه گشته کنیه ات»

 

(شوش=خوب،شوش+تر=خوبتر)،

 

شوشتر از عهد باستان تا ورود اسلام

 

موقعیت مناسب جغرافیایی شوشتر به لحاظ قرار گرفتن در کنار رود پهناور کارون و تقریباًابتدای دشت حاصلخیز خوزستان حاکی از اسکان بشر اولیه در این منطقه است.آثار باستانی بدست آمده در شوشتر احتمالات فراوانی را پیش روی پژوهشگران قرار داده است.والترهینتس آلمانی احتمال داده است که شوشتر امروزی همان آدامدن (adamedon)ایلامی است،یوسف مجیدزاده محل شهر آوان باستانی را شوشتر می داند و گیرشمن محل شهر هیدالو(از شهرهای ایلام باستان)را از نواحی شوشتر می داند.آنچه مسلم است شهرشوشتربخشی از تمدن ایلام بوده است. شوشتر در زمان مادها بخشی از سرزمین پارس بحساب می آمد بهمین دلیل آثار تاریخی مادی در شوشتر کمتر بچشم می خورد. آثار نهر داریان که منسوب به دارای اکبر(داریوش کبیر) است نشانی از وجود و اهمیت شوشتر در زمان هخامنشی است. آثار باستانی مربوط به الیمائیدها(ایلامیهای نوین که همعصرخاندان اشکانی بودند)در شهر باستانی دستوا در جنوب شوشتر جای هیچ شکی برای حضور شوشتر در زمان پارتها باقی نمی گذارد. روشن ترین دوره تاریخ شوشتر در زمان باستان،مربوط به دوره ساسانی است.برخی مورخین،اردشیر بابکان را بانی مجدد شوشترمی دانند که عده بسیاری را از نقاط مختلف به آنجا فرستاد تا خانه هایی برای خود احداث کنند. در زمان شاپور اول ساسانی که ایرانیان بر رومیها پیروز شدند و والرین امپراتور روم اسیر شاپور ساسانی گردید،شاه ایران اسرای رومی را در شوشتر جای داد و شرط آزادی امپراطوررا ساختن بند و پل شوشترقرار داد. شوشتر در زمان ساسانیان یکی از شهرهای مهم خوزستان بشمار می آمد بطوریکه درسالهای پایانی حکومت آنها،اعراب مسلمان فتح شوشتر را بسیار مهم تلقی می کردند.

 

شوشتر از فتح اعراب تا پایان حکومت زند

 

روایتها در مورد تاریخ فتح شوشتر متفاوت است. برخی سال17 و عده ای سال20 هجری را ذکر کرده اند. فرمانده سپاه مسلمانان در فتح شوشتر ابوموسی اشعری بود که پس از یک محاصره طولانی و نا امیدی از فتح شهر،با راهنمایی پیرمردی از اهالی شوشتر(پیربلدی)توانست به پیروزی برسد. در طی این پیروزی حاکم شوشتر بنام هرمزان اسیر و به مدینه فرستاده شد. هرمزان تا زمان مرگ خلیفه دوم زنده بود. اما پس از کشته شدن خلیفه، وی را به جرم تحریک و شرکت در قتل خلیفه ،قصاص کردند. شوشتر با داشتن فرهنگی غنی و سرشار از علم و دانش ،پس از تسلیم توانست منشأ خدمات علمی فراوانی برای جهان اسلام باشد و اندیشمندانی را در حوزه های مختلف علمی پرورش دهد. در زمان حاکمیت امویان و عباسیان این شهر محل درگیری بین مخالفین حکومت و گروههای معارض بود. بطوریکه برخی از مورخین معتقدند(اگر چه جای تردید است)محل درگیری شبیب خارجی با کارگزاران اموی در شوشتر بوده و شبیب در رودخانه شوشتر غرق شده است. در زمان عباسیان موجهایی از نهضت زنگیان،شوشتروحومه آن را فرا گرفت، همچنین یعقوب لیث صفاری پس از ورود به خوزستان در شهر عسکرمکرم از توابع شوشتر استقرار یافت. از قرن ششم هجری که اهواز از رونق افتاد شوشتر بعنوان حاکم نشین خوزستان تعیین شد. در زمان حمله مغول در سال656 ه.ق و پس از فتح بغداد شخصی به نام بیک تیمور از سوی هلاکوخان مأمور تصرف شوشتر شد ولی مردم برای جلوگیری از تخریب شهر و ظلم و تعدی مهاجمین، هدایایی به آنها تقدیم کردند و از آنها استقبال نمودند. شوشتر تا پایان حکومت ایلخانی بجز مدتی کوتاه ،بخشی از قلمرو آنها بود. در زمان حکومت آل مظفرو آل جلایر، شوشتر بارها بین حکام این دو حکومت دست به دست می گشت. از حکام مشهور این دوره می توان از شاه منصور مظفری و سلطان زین العابدین فرزند شاه شجاع مظفری نام برد. سرانجام تیمور گورکانی در سال795 ه.ق عازم شوشتر شد و از آن پس تا مرگ تیمور، شوشتر در تصرف تیموریان بود. بعد از مرگ تیمور این شهر به تصرف آل جلایر درآمد و سلطان اویس دوم به حکومت این شهر گماشته شد. در دوره صفوی تا زمان نادر شاه افشار، شوشتر بخشی از حوزه شرقی خوزستان محسوب می شد. در این دوران طولانی حکام بسیاری در شوشتر حکومت کردند که برخی از آنها منشأ خدماتی نیز شدند. ظاهراً در این دوران است که تعدادی از قزلباشان نیز در شوشتر مستقر گردیدند. درسال 1042 ه.ق فردی به نام واخشتوخان از طرف دربار شاه صفی به حکومت شوشتر فرستاده شد و مدت 37 سال در این شهر حکومت کرد. پس از او نیز فرزندش بنام فتحعلی خان به حکومت گماشته شد و در زمان شاه سلطانحسین فرد دیگری بنام کلبعلی خان جانشین شد. در زمان تسلط افغانها شوشتر در دست ابوالفتح خان فرزند بیجن خان(حاکم کهگیلویه) به نیابت از سوی تهماسب دوم صفوی بود. در سال1142 نادرقلی افشار وارد شوشتر شد ودستور بازسازی بندمیزان را داد. نادر بار دیگر پس از پیروزی بر عثمانیان به شوشتر وارد شد و طرفداران محمدخان بلوچ را گوشمال سختی داد. پس از کشته شدن نادر سراسر ایران به نوعی هرج و مرج گرفتار شد و تبعاً شوشتر هم به عنوان حاکم نشین خوزستان از آن بی بهره نبوده است. از سویی درگیریهای داخلی حیدری و نعمتی و از سوی دیگر حملات شیوخ عرب، این شهر را دچار ناامنی کرده بود. کریم خان زند پس از غلبه بر رقیبان خود و قدرتمند شدن، در سال1178 ه.ق در تعقیب زکی خان زند که یاغی شده بود به شوشتر وارد شد تا همراه سپاه نظرعلی خان به تعقیب زکی خان بپردازد. یک بار دیگر نیز صادق خان زند در راه حمله به بصره از شوشتر عبور کرد. تاریخ پانصد ساله خوزستان می نویسد:«در اواخر حکومت زند بویژه بعد از مرگ کریم خان ، در شوشتر هرج و مرج و دسته بندیهایی بنام حیدری،نعمتی رایج بود»

 

شوشتر در زمان قاجار

 

در زمان قاجار بویژه از زمان فتحعلی شاه ، خوزستان به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شد که شوشتر در حوزه شمالی قرار گرفت و به محمدعلی میرزا دولتشاه فرزند فتحعلی شاه قاجار سپرده شد. در سال1221 ه.ق دولتشاه:«آهنگ خوزستان کرد. چون به شوشتر رسید... سرکشان را هریکی سزا داد» در همین زمان بود که مردم شوشتر بویژه منطقه میاناب از بی آبی رنج می بردند.، زیرا بند میزان پس از مرگ نادر شاه شکسته شده بود و آب به نهر داریان وارد نمی شد، در نتیجه دولتشاه اقدام به تعمیر بند میزان نمود. اما پس از سه سال بار دیگر بند شکسته شد ولی در مدت چهار سال این بند دوباره بسته شد و بنام بند محمدعلی میرزا نامیده شد. در سال1245 ه.ق فتحعلی شاه از راه فارس به شوشتر آمد و از راه دزفول و خرم آباد به تهران بازگشت. شوشتر در سال 1249 ه.ق بوسیله محمدتقی خان بختیاری که بر علیه حکومت مرکزی شوریده بود تصرف شد. فتحعلی شاه که برای چاره کار عازم اصفهان شده بود به زودی وفات کرد. این وضع تا زمان والی گری منوچهرخان معتمدالدولة ادامه یافت و سرانجام محمدتقی خان و خانواده او اسیر معتمدالدولة شدند. در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه ، شوشتر با فتنه شیخ حداد(شاه حداد)مواجه بود که اردشیرمیرزا عموی ناصرالدین شاه بعنوان حاکم خوزستان آن فتنه را خواباند. در سال1267 ه.ق خانلرمیرزا حشمةالدولة عموی دیگر ناصرالدین شاه حکمران لرستان و خوزستان شد. یکی از کارهای مهم وی ساختن هفت چشمه از پل فتحعلی خانی شوشتر است که بر اثر سیل خراب شده بود. در 1303 ه.ق طغیان رودخانه موجب فرو ریختن چندین طاق از پل شادروان شد که موجب خسارتهایی به کشاورزی میاناب شد. در سال1306 ه.ق که کشتیرانی در کارون آزاد شد بسیاری از بازرگانان شوشتر به اهواز مهاجرت کردند. زیرا آب بار دیگر از نهر داریان بریده شد. نظام السلطنة مافی در دوره دوم حکمرانی خود بین سالهای        1313-1311 ه.ق کوشید تا پل و شادروان را مرمت کند ولی کاری از پیش نرفت. در زمان مظفرالدین شاه در شوشتر همان هرج و مرج و دسته بندی حیدری و نعمتی رواج کامل داشت و این وضع تا سالهای پس از مشروطه نیز تداوم یافت. علاوه بر ناآرامی های داخلی ، مردم شوشتر در مواردی با بیکانگان مقیم شوشتر که عمدتاً نمایندگان تجاری شرکتهای خارجی بودند هم درگیر شدند. یکی از این حوادث که کمتر به آن اشاره شده است، در تاریخ بنام واقعه تان فیلد tan-field)) معروف است. «تان فیلد نماینده برادران لینچ در شوشتر ، شبی بوسیله مستخدم ایرانی خود مورد حمله قرار گرفت و به شدت زخمی شد و هنگامی که از شهر بیرون می رفت توسط عده ای از عوام شوشتر سنگباران شد. پس از چندی عده ای از مردم شوشتر به کاروانی متعلق به شرکت لینچ حمله بردند. آنگاه خانه های شرکت هلندی هوتز(hootes) و شرکاء را غارت کردند. این شورش به این دلیل پیش آمد که در سالهای14-1313ه.ق (97-1896م) به علت کمبود باران بهای مواد غذای افزایش یافته بود ولی شرکت لینچ و شرکت هوتز بی توجه به این دوران سخت همچنان به صادرات مواد غذایی ادامه می دادند. بهمین دلیل شوشتریها به کاروان بذر غلات متعلق به شرکت هوتز حمله کردند و حتی تمام مواد غذایی موجود در انبار آنها را هم غارت کردند. ساموئل بوچر جهت گرفتن غرامت این شورش با حاکم ایالتی وارد گفتگو شد ولی نتیجه آن شورش تمام عیار مردم شوشتر در 17/فوریه/1897 بود که بوچر مجبور شد تا اهواز عقب نشینی کند . گزارش تایلور نماینده شرکت لینچ در محمره (خرمشهر) نشان می دهد که شیخ محمره مخفیانه به نیت تضعیف قدرت دولت مرکزی در ایالت از شورشهای شوشتر پشتیبانی می کرد.» در زمان حاکمیت شیخ خزعل و رئیس الوزرایی رضاخان هم درگیریها و تحریکاتی از سوی شیخ خزعل طراحی و در شوشتر اجرا می شد تا قدرت دولت مرکزی در ایالت خوزستان کاسته شود. این کمکها عمدتاً شامل تفنگ و فشنگ و هدایایی بود که به تعدادی از بازماندگان اوباش شوشتر داده می شد تا شهر را به آشوب بکشند و فتنه انگیزی کنند.علاوه بر این شیخ خزعل با همکاری برخی از خوانین بختیاری کوشش بسیاری می نمود تا در امور داخلی شوشتر دخالت کند تا این شهر را نیز از زیر تسلط حکومت مرکزی خارج کرده و به قلمرو خود بیفزاید. در همین زمان بود که رضاخان وارد خوزستان شد و شیخ خزعل در اهواز تسلیم او شد. سپس رضاخان به شوشتر رفت و در آنجا عفو عمومی اعلام کرد و پس از بازدید از مسجدسلیمان و اهواز از راه دزفول به قصد تهران بازگشت و بدین ترتیب فتنه انگیزی در شوشتر نیز فروکش کرد و خوابید. در زمان حکومت پهلوی بدلیل کشیده شدن خط آهن سراسری از بندر شاپور (بندر امام خمینی) به اهواز و اندیمشک و عدم عبور آن از شوشتر ، این شهر تا حدی از رونق افتاد. توقف کشتیرانی در کارون هم ضربه ای بود به بازرگانی شوشتر ،عامل سوم پیدایش نفت در مسجدسلیمان وتأسیس پالایشگاه در آبادان بود که موجب شد تا دولتهای وقت توجه خود را بیشتر معطوف به آنها نمایند و از اهمیت این شهر غافل گردند .در سال 1303 ه.خ با تصویب مجلس شورای ملی، شهر اهواز به عنوان مرکز استان خوزستان تعیین شد وتمام عوامل برای رکود همه جانبه شوشتر فراهم شد.اما بار دیگر دردهه پنجاه خورشیدی با احداث سد تنظیمی گتوند و گسترش شبکه آبیاری و احداث کارخانه کشت وصنعت کارون در منطقه دیمچه، شوشتر توانست از رکود خارج شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و نقش بارز مردم این دیار در مبارزات ضد استبدادی، توجه دولتمردان به این شهر جلب شد. اما جنگ تحمیلی تا حدی دامن این شهر را نیز فرا گرفت و مانع توسعه مجدد آن شد . با احداث و بهره برداری از شرکت کشت و صنعت امام خمینی در منطقه شعیبیه ، شهرستان شوشتر به لحاظ صنعتی توسعه بسیاری یافت . ولی هنوز آنطور که شایسته است حق این شهر ادا نشده است. امید است نسبت به گسترش و توسعه همه جانبه این شهر تاریخی مساعدت بیشتری بعمل آید.

 

آثار تاریخی شوشتر

1-آثار تاریخی پیش از اسلام

با عنایت به پیشینه بسیار کهن شوشتر که به دوران پیش از تاریخ می رسد و ابزار و آلاتی که در گوشه و کنار این شهر یافت شده ،می توان یقین کرد که شوشتر از دورانهای اولیه پیدایش بشر، یکی از زیستگاههای مناسب بوده است. وجود آثاری از قبیل ویرانه های شهر دستوا، نهر داریان، پل شادروان، بند میزان، کلاه فرنگی،پل گرگر، قلعه سلاسل و بسیاری از آثار دیگر نشان از دستاوردهای تمدنی در دوران پیش از اسلام دارد.در این نوشتار بدلیل محدودیت موضوع، به اختصار توضیحاتی در مورد هرکدام از این آثار داده خواهد شد.

دستوا 

واژه دستووا از دو بخش (دست+اووا)تشکیل شده است. این کلمه می تواند دو مفهوم را تداعی کند .یکی به معنای دشت آباد آنچنانکه در اسناد کتاب مکاتبات رشیدی آمده است و البته مصداق های دیگری نیز برای آن موجود است. مانند مهدی آباد(مهدی اووا)حسام آباد(حُسمووا).دیگر اینکه به معنی مکانی که سمت آب قرار دارد زیرا مکان شهر دستووا بین دو شاخه شطیط و گرگر است. در گویش شوشتری یکی از کاربردهای واژه دست به معنای سمت است مانند :«دست راست به معنی سمت راست ویا آن دست آب به معنی آن سوی آب».

مرحوم شیخ محمد مهدی شرف الدین شوشتری از دانشمندان و محققین شوشتر در نوشته های خود در مورد دستووا می نویسد:«دستووا شهر یا قصبه ای بوده در حدود هزار متر از شهر دور و در جنوب واقع  وهنوز نهر او معروف است به نهر دستووا و از این بجز خرابه ها و آثاری بیشتر باقی نیست و محلات غربی شوشتر که امروز بنام محله موگهی است بمناسبت اینکه جانب این شهر بوده هنوز به محله دستووا معروف است...» محمد تقی زاده نیز در تاریخ شوشتر در این خصوص آورده است:«در حفاری هایی که تا کنون در شهر باستانی دستووا صورت گرفته چند تابوت سفالی و تعدادی ظروف و اشیاء دیگر بدست آمده است.... علاوه بر قطعات سفال ، دو سکه مفرغی کوچک متعلق به دوره الیمائید و یک سکه سربی مربوط به دوره ساسانی بدست آمده است...» وی معتقد است که شهر دستووا تا اواخر دوره پارتی مسکونی بوده و در دوره ساسانی نیز مورد توجه قرار داشته و حتی تا قرن دوم هجری وجود داشته و احتمالاً در این زمان در اثر جاری شدن سیل عظیم ویران گردید. با توجه به دیدار نگارنده با آقای دکتر مهدی رهبر از کاوشگران شهر دستووا و رهنمودهای ارزنده ایشان ، اعتقاد بر این است که محدوده این شهر باستانی از روستای گلالک(جلالک،جلالی) در جنوب غربی شوشتر تا بند ماهی بازان بر روی رود گرگر در شرق است.آخرین کاوشها زیر نظر مهدی رهبردر سال 1383ه.خ آثاری را نمایان ساخت که نشان دهنده اعتقادات مذهبی ،طرز تدفین مردگان و نوع هنر و معماری مردم ساکن این شهر بوده است. نگارنده بر خلاف این دیدگاه که اعتقاد بر ویرانی شهر دستووا در قرن دوم هجری دارد، معتقد است این شهر تا دوران ایلخانی نیز فعال بوده و به حکومت وقت مالیات پرداخت نموده، کتاب مکاتبات رشیدی از این ناحیه بنام دستاباد نام برده و مقدار خراج آن را نیز معین نموده است. در جای دیگری از این کتاب دستوری صادر شده که طی آن :«پنج قطعه زمین بسیط که در ولایت دستاباد واقع است ... و معروف به محوطات جلالی، مقرر کرده ایم که ... پنج هزار نخل خرمای خستویی از ولایت حویزه نقل کرده در محوطات خمسه مذکوره مغروس گرداند.»البته کاوشهای بیشتر می تواند به شناخت بیشتر این شهر کمک نماید.

پل شادروان

این پل که به پل بند شادروان و شادروان شاپوری نیز معروف بوده، بر روی رود خانه کارون در شمال غربی شوشتر که راه دزفول از آن می گذرد بسته شده است. قدمت این پل بند به روایت منابع، به دوره ساسانی و عهد شاپور اول برمی گردد. این پل توسط اسیران رومی بعنوان فدیه آزادی امپراتور ساخته شد. شاهنامه این موضوع را به زیبایی به نظم کشیده است که در اینجا خلاصه ای از آن ذکر می گردد:

«همی برد هرسو برانوش را--- بدو داشتی در سخن گوش را»

«یکی رود بد پهن در شوشتر--- که ماهی نکردی برو بر گذر»

«برانوش را گفت اگر هندسی--- پلی سازی این را چنان چون رسی»

«چو این پل برآید سوی خان خویش--- برو تا زئی،باش مهمان خویش»

«بکار اندر آمد برانوش مرد--- به سه سال آن پل تمامی بکرد»

«چو شد پل تمام او ز شوشتر برفت--- سوی خان خود روی بنهاد تفت»

 

 کتاب آثارالبلاد در باب شادروان آورده است :«... و به آنجاست شادروانی که بناکرده آن را شاپور و آن شادروان از عجیب ترین بناهاست ... و آب به تستر به سبب آن شادروان آمده وگرنه نمی آمد زیرا که آن بر زمین پهن است.»تذکره شوشتر و تحفةالعالم در باب ساختن پل همان داستان مشهور اسارت رومیها را ذکر کرده اند. تحفةالعالم در معنی شادروان می نویسد:«منظور از شادروان سراپرده و فرش منقش وبساط گرانمایه را گویند و چون زمین رودخانه را به زیبایی از سنگ رخام (مرمر) فرش کرده بودند شادروان گفتند و به معنی جدول و راهرو آب هم بنظر آمده است. بارون دوبد در زمان محمدشاه قاجار به شوشتر آمده واز پل دیدن کرده است .وی تعدادچشمه های پل را چهل و چهار تا ذکر می کند. نجم الملک در زمان ناصرالدین شاه از پل شادروان دیدن کرده و اندازه جوانب آن و مقدار هزینه لازم جهت مرمت آن را گوشزد کرده است. دیولافوا باستان شناس فرانسوی در سفر نامه خود تصویری از پل را نقاشی کرده است. سر انجام این پل پس از چندین بار تعمیر در اثر سیلاب سال 1264 ه.خ آسیب بسیار دید واز آن تاریخ به بعد چندان توجهی به بازسازی آن نشد.بطوریکه در حال حاضر این پل بکلی از شمایل اصلی خود فاصله گرفته واگر چه زیر نظر سازمان میراث فرهنگی در حال مرمت است اما نیاز به سرعت عمل وتوجه بیشتری احساس می گردد.

بند میزان

 این بند یا سد که بنام بند قیصر و بند خاقانی و بند محمدعلی میرزا نیز معروف است در واقع تقسیم کننده آب به دو شاخه دو دانگه (گرگر،مسرقان) و چهاردانگه(شطیط)می باشد. ساخت این سد نیز مانند پل شادروان به دوران ساسانی بر می گردد. در طول تاریخ این بند بارها خراب شده و خرابی آن به اقتصاد شهرستان شوشترخسارتهایی وارد کرده است. محمدعلی میرزای دولتشاه بین 1244 تا 1227 ه.ق اقدام به تعمیر کلی بند نمود. ازآن پس چندین بار در اثر طغیان رودخانه دچار آسیب هایی شد ولی به دلیل نیاز مردم به تقسیم آب،هر بار با کمکهای مردمی و همت آنها این بند بازسازی می شد. این بند تا کنون نیز پابرجا مانده و مورد استفاده قرار می گیرد.

 

دژ(قلعه)سلاسل:

 این دژ باستانی در شمال شوشتر و بر پهنه ای از سنگ قرار داشته است. بنیان آن مربوط به دوره ساسانی است و انتساب آن به غلامی بنام سلاسل بنظر بی اساس می رسد زیرا اولاًدر هنگام تصرف شوشتر توسط مسلمانان این دژ مورد استفاده هرمزان حاکم شوشتر بوده است. ابن اثیر از شخصی بنام ابن ابی السلاسل نام می برد که از طرف خلیفه حاکم شوشتر بوده است و به دستور ابوعلی ابن مقله و توسط ابوعبدالله بریدی دستگیر شده است. ممکن است این شخص قلعه ویران شده را بار دیگر بازسازی کرده باشد و بنام او معروف شده باشد. بنا به نوشته نجم الملک:«این قلعه چهارصد ذرع محیط داردو تمام مایحتاج حکومت در آنجا بوده و از دیوانخانه و اندرون و باغ واصطبل و حمام وتوپخانه و قورخانه وسربازخانه و غیره در آن وجود داشته است.» در زمان بازدید نجم الملک این قلعه مخروبه بوده و تنها احتشام السلطنةیک دست عمارت جهت حکومت در آن ساخته است. هر چه باشد این قلعه تا پایان حکومت قاجار مورد استفاده بوده است. کتاب خوزستان و تمدن دیرینه آن یادآوری می کند            که:«حدودسال1340 ه.خ باقیمانده قلعه را ویران کردند و از مصالح آن در قسمت غربی قلعه ساختمان های دارایی،قندوشکر،غله و دخانیات را ساختند.» اکنون قلعه کاملاً ویران و به شکل تپه ای درآمده است. علی اصغر میرفتاح طی مقاله ای در نشریه بررسی های تاریخی در سال 1355 ه.خ بصورت مفصل تاریخچه و معماری آن را بررسی کرده است. اهمیت تاریخی و اجتماعی قلعه برای مردم بحدی بوده که در شعر شعرای شوشتر نیز بازگویی شده است.

«استوار آن قلعه ات ای شهر پیر---- بوده اندر عصر خود بس بی نظیر»

«برج آن سر به ثریامی کشد---- همچو بارویش به عالم کس ندید»

 

آثار تاریخی دیگری مربوط به دوران پیش از اسلام در شوشتر وجود دارد که از جمله آنها می توان به پل و نهر گرگر یا مسرقان که آبشارهای آن زیبایی خاصی به شهر داده است و از سازه های بی نظیر آبی در جهان است،بند برج عیار،بند ماهی بازان، پل شاه علی، پل لشکرو... اشاره کرد.

 

2-آثار تاریخی دوران اسلامی

الف- مقبره براء بن مالک: قدیمی ترین بقعه دوران اسلامی در شوشتر بلکه در ایران است. زیرا منسوب است به یکی از فاتحین مسلمان شهر شوشتر که در آنجا مدفون گشته است. مقبره وی روبروی قلعه سلاسل قرار دارد.ساختمان اولیه مقبره منسوب به المستنصر عباسی است ولی ساختمان کنونی به دستور امامقلی خان شاملو در زمان شاه عباس صفوی ساخته شده است.

ب‌-   بقعه امامزاده عبدالله: در جنوب شهر متصل به پل لشکر واقع شده است و منسوب است به یکی از نوادگان امام سجاد(ع). وی توسط دشمنان به شهادت رسید و در آنجا مدفون گشت. بنا به روایتی تنها سر آن امامزاده در شوشتر دفن است و بدن وی در محل دیگری در نزدیکی ایذه دفن شده است. هم اکنون این بقعه مکانی زیارتی و مقدس است و در روزهای عاشورا دسته های عزاداری از تمام نقاط شهر به آنجا رفته و مراسم عزاداری را انجام می دهند. بانی اصلی عمارت بقعه مستنصر خلیفه عباسی بوده ولی بعدها سادات مرعشی بر آن عمارت افزودند.تولیت آن نیز در اختیار سادات مرعشی شوشتر بوده است.

ج‌-   مسجد جامع: تعداد مساجد شوشتر بسیار زیاد است ، اما شاید قدیمی ترین آنها مسجد جامع باشد. این مسجد که بنا به گفتۀ مقدسی:« در میان بازار بزازان قرار داشته است» از بناهای اوایل دوران اسلامی است .بنا به روایت کتیبه های موجود در مسجد، این عمارت مذهبی در زمان خلافت المعتز بالله خلیفه عباسی آغاز شده و در زمان المسترشدبالله به پایان رسیده است.اما بارها به وسیله افراد خیّر تعمیر و بازسازی شده است. زیرا برخی کتیبه ها تاریخ های 683 ،933 ،1175 و 1213 ه.ق را نشان می دهند. نجم الملک در توصیف آن می نویسد:«هفتاد ذرع در هشتاد ذرع می شود. شبستان 56 ستون عالی دارد.» این مکان مقدس همچنین منبرچوبی نفیسی دارد که بر روی آن کتیبه ای با نام منصور ابوالحارث و تاریخ صفر سال445 ه.ق حک شده است. مناره ای در کنار مسجد است که بنا به روایت منابع ، از بناهای سلطان اویس بن شیخ حسن ایلکانی(جلایری) است که در سال 822 ه.ق آن را بنا نموده است. البته این تاریخ با دوران سلطان اویس مطابقت ندارد. شاید تاریخ بنای مناره سال 722 ه.ق بوده باشد. احمد اقتداری در سال 1349 آن را دیده و ارتفاع آن را 16 متر ذکر می کند.

د- دیگر آثار :مساجد و بقاع متبرکه دیگری نیز در شوشتر وجود دارد که از جمله آنها می توان به مسجد شاه صفی در نزدیکی قلعه سلاسل،مسجد شیخ در محله پل خراطان یا محله شیخ، مسجد آل طیب در نزدیکی مسجد جامع،مسجد شیخ علی در نزدیکی پل گرگر،مقام صاحب الزمان در شمال شرق شوشتر، مقام خضر، مقام حسین، مقام عباس، بقعه شیخ شمس الدین گل چشم، سید محمد بازار، سید ناصرالدین، سید محمد ماهرو،سید قطب الدین،سید محمد گیاهخوار(گلابی)وسید محمدشاه و... اشاره نمود.

 

اوضاع اجتماعی شوشتر

از گفتار و اشارات منابع چنین استنباط میگردد که جامعه شوشتر بر بنیان زیبایی و طراوت استوار بوده است. بلحاظ دینی و سیاسی به شهادت تاریخ ، مردم شوشتر چه پیش از اسلام و چه پس از پذیرش اسلام مردمی معتقد و متعهد به اصول عقیدتی وحکومتی خویش بوده اند  تا جایی که لقب دارالمؤمنین گرفته است.اگر چه در مسائل رفتاری در برخی موارد نقاط تاریکی در تاریخ حیات این قوم وجود داشته است اما اینها نمی تواند درخشش روح تمدن ساز آنها را خدشه دار سازد.جامعه شوشتر در مجموع علاقمند به طبیعت و زیبایی های آن است. وجود باغهای متعدد با انواع درختان میوه که ذکر آنها در مباحث پیشین گذشت نشان از تنوع طلبی مردم دارد.شوشتر از زمانهای بسیار دور دارای تقسیم بندی محله ای بوده که بطور عمده به دو محله دستووا(نعمتی خانه) و گرگر(حیدرخانه) که هرکدام از این دو، محلات دیگری را تحت پوشش داشتند تقسیم شده بود .تحفةالعالم این محلات را چنین می نویسد:«محله دستووا نه محله است شامل موگهی،سیدصالح،دکان سید،سیدمحمدشاه،میدان شیخ،دکان شمس،سادات،کاکاعیدی (که که عید)،کوزه گران(کیزه بناران). و گرگر شامل هفت محله عبدالله بانویه (عبونو)،شاه زید،سیدقاسم،اشکفتیان،قبلی، طراحیان،دروازه». این محلات که تقسیم بندی آنها نشانه همبستگی قومی و قبیله ای بود،برخی مواقع مورد سوء استفاده قرار می گرفت و تحت عناوین مختلف بین آنها درگیری های ممتدی ایجاد می شد که در این میان می توان به درگیری های فرقه ای حیدری و نعمتی اشاره نمود. درآثار بدست آمده از شهر دستوا چنین بر می آید که معماری ایرانی در آن زمان در این منطقه رایج بوده است .ضمن اینکه معماری الیمائید نیز در آنجا نمودهایی دارد.در دوران اسلامی نیز معماری شوشتر در ساخت بناهای مذهبی و بقاع متبرکه خود را نشان داد تا جایی که بازمانده این آثار هنوز هم مایه اعجاب است.«به جرأت می توان بیان نمودکه شاهکار فن و هنر معماری آجرایران در دو شهر دزفول وشوشتر نمایش پیدا می کند.دراین دو شهر تقریباً کل مجموعه بافت قدیم باآجرهای نما پوشیده شده است وهرساختمان طرح مختص به خود دارد.» مردم شوشتر از معدود اقوامی هستند که هنر و صنعت را در هم آمیختند ونوعی صنعت بافندگی ویژه این شهر درست کردند که شهره آفاق گردید. دیبای شوشتر که بنابه روایات، پوشش خانه کعبه را از آن درست می کردند در نوع خود کم نظیر بوده است بنا به گفته تحفةالعالم دیبای شوشتر را از جوزق قلبلب بعمل می آوردند.این کار توسط رومیان در شوشتر رایج شد.صنایع دیگر آن عبارت بودند از جاجیم بافی و لنگ بافی که اندکی از آن هنوز باقی است.نجم الملک که در زمان قاجار به شوشتر آمده در مورد صنایع شوشتر می نویسد:«عمده صنعت اهل شوشتر عبابافی است،... دیگر قالی بافی است که خود احرامی گویند. از همان قالیهای معروف شوشتری است.» معادنی چند نیز در اطراف شوشتر وجود داشته که برخی از آنها عبارتند از :معدن نقره که گفته شده در روستای آبگرمه بوده و تنها رومیها مهارت استفاده از آن را داشتند و چون این مهارت را به کسی از اهالی یاد ندادند بتدریج این فن از بین رفت .معادن نمک در حومه شوشتر بویژه در عقیلی وجود داشت  که :«بغایت لطیف وشور و نسبت به نمک سایر ممالک ممتازبوده است». عللی چند موجب شد این جامعه فعال و پویا از رونق بیفتد.درگیری های سیاسی ونطامی بین گروههای مخالف حکومت و نیروهای حکومتی از سویی، درگیریهای محله ای در درون شهر از سوی دیگر،شیوع بیماریهایی مانندوبا و طاعون به دفعات متعدد وخشکسالی های ناشی از خرابی بند میزان و کساد شدن تجارت از جمله این عوامل هستند.با همه این جفاها ، این شهر دست پروردگانی را به جهان علم و دین عرضه کرده است. از جمله :«سهل ابن عبدالله تستری (هم عصر با امارت عمرو لیث صفاری) که هندوشاه نخجوانی در تجارب السلف در مورد وی آورده است:«قرآنی که خون عثمان بر آن چکیده در خوزستان است، بظاهر در شوشتر، در خلوت خانه شیخ بزرگوار، قطب وقت،سهل ابن عبدالله تستری، در بقعه ای که به کوشک سهل معروف است.» ، قاضی نورالله شوشتری صاحب کتاب مجالس المؤمنین که در هند می زیست و به جرم شیعه بودن در سال 1019 ه.ق کشته شد و فرزندش علاءالملک حسینی شوشتری صاحب کتاب فردوس در تاریخ شوشتر، سید نعمت الله جزایری جد خاندان سادات جزایری که مقبره ایشان در نزدیکی پل دختر لرستان زیارتگاه مردم است.،سید عبدالله جزایری صاحب تذکره شوشتر،حاج شیخ جعفر شوشتری(از بزرگان علما و فقها در عصر خود بود. وی همزمان است با پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار)، علامه وفایی شوشتری، شیخ محمد مهدی شرف الدین شوشتری که علاوه بر تحصیل در علم دین و طی نمودن مراتب علمی ،علاقه زیادی به تحقیقات تاریخی و آثار باستانی داشت . تألیفات تاریخی او بنام تاریخ شوشتر در دو جلد در شرح حال دانشمندان شوشتر و آثار تاریخی و بقاع و مساجد شوشتر می باشد. و سر انجام ستاره درخشان علم ودین در شوشتر ،علامه بزرگوار حاج شیخ محمد تقی شوشتری صاحب کتاب قاموس الرجال در چهارده جلد و بهج البلاغه فی شرح نهج البلاغه در چهارده جلدو..... و دهها بزرگوار دیگر که به دلیل اختصار از ذکر نام آنها خودداری می گردد.

 

نتیجه:

از مجموع بررسی ها در مورد شوشتر چنین بر می آید که این شهر به دلایلی چند مورد توجه شهریاران باستانی ایران قرار داشته است. اما از آنجا که دلایل روشنی برای این امر در اختیار مورخین قدیم نبوده است گاهاً به افسانه متوسل شده اند. آنچه بصورت عقلی می توان استنباط نمود این است که موقعیت مناسب جغرافیایی، شامل آب و هوای مناسب، زمین حاصل خیز، آب فراوان و... عواملی بوده اند که هر رهگذری را به طمع دست اندازی به این شهر می انداخته است. اگر هوشنگ پیشدادی شوشتر را بهتر از شوش می بیند و اگر اردشیر ساسانی مردمی را از مکان های گوناگون به شوشتر منتقل می نماید واگردر دوران های مختلف این شهر عرصه تاخت و تاز و درگیری های رقبای قدرت طلب می گردد همه وهمه نشان از طمع ورزی نسبت به موقعیت مناسب این شهر و اهمیت سیاسی و اقتصادی آن بوده است. اما چگونه این شهر بزرگ ومهم سیاسی، اقتصادی رو به ویرانی می گذارد،باز هم باید با واقع بینی به آن عطف توجه نمود. در شهری که درگیری های فرقه ای و ناامنی پدیدار شود،در شهری که مورد تهدید دشمنان خارجی قرار می گیرد، شهری که فاکتورهای اهمیت اقتصادی خود را از دست بدهد در معرض فرار سرمایه ها و در نتیجه فرار مغزها قرار می گیرد و به تدریج موقعیت خویش را از دست می دهد. شوشتر از شهرهایی بود که عوامل اقتصادی بعلاوه عوارض اجتماعی مانند درگیری های طولانی مدت محله ای، بیماری های وبا و طاعون، زلزله، سیل بعلاوه خرابی پل و بند میزان ،تعیین اهواز به عنوان مرکز استان،توجه بیشتر حکومت به موضوع نفت و شهرهای نفت خیز و غفلت از شهر شوشتر، سبب مهاجرت بسیاری از ساکنین، بویژه سرمایه داران (اعم از سرمایه های معنوی و مادی) آن شد. طبیعی است شهری که فاقد سر و سرمایه باشد نمی تواند سرآمد باشد. اما این استعداد در شوشتر وجود دارد که بار دیگر به سوی احیای عظمت از دست رفته اش گام بردارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

پنجمین نوشتار از سلسله نوشتارهای تاریخ خوزستان اختصاص به شهری دارد که از سابقۀبسیار کهن تمدنی برخوردار است. این شهر به اندازه عمر طولانی خویش،خوشی ها و ناخوشیها یی را متحمل شده ولی همچنان با قامتی افراشته پا بر جا مانده است. جنبه های گوناگون تمدن شوشتر شامل اوضاع سیاسی و اجتماعی، معماری، صنایع، هنر، دین، مشاهیر و ... موضوعاتی هستند که در این سیاهه مورد بررسی قرار می گیرند.

 

کلید واژه ها: شوشتر، شادروان، گرگر، شطیط، دستووا، قلعه

 

مقدمه:

به نظر می رسد تشکل های مردمی بویژه تشکیل شهرها در خوزستان،اغلب وجود رودخانه ها و دشت حاصل خیز بوده است. شهرهایی مانند شوش،شوشتر،دزفول و... از این نمونه ها هستند. در این میان شوشتر در بهترین موقعیت جغرافیایی نسبت به سایر شهرها قرار دارد. این موقعیت مناسب در طول تاریخ به ساکنین این شهر امکان داده است تا استفاده بهینه را از شرایط خود بنمایند. تقسیم آب کارون به دو شاخه شطیط و گرگر نه تنها زمین های پایین دست شوشتر را آبیاری می کرد بلکه شهر را بسان حصاری بود که از گزند دشمنان محفوظ نگه می داشت.بلندی سطح زمین به مردم امکان آن را می داد که با حفر زمین و ایجاد سردابه ها، خود را از گزند گرمای طاقت فرسا رهایی بخشند. زمین حاصل خیز شهر جهت ایجاد باغ های متعدد با درختان میوه مورد استفاده قرار می گرفت. این امر نه تنها بخشی از اقتصاد شهر را در اختیار داشت بلکه مردم را نیز به طبیعت علاقه مند می کرد. بطوری که مردم شوشتر دارای تبعی علاقه مند به گردش در طبیعت هستند. از طرف دیگر قرار گرفتن شوشتر بر سر راههای تجاری شرق به غرب کشور موجب رونق اقتصادی و سیاسی آن گردید، آنچنان که برای مدت هشتصد سال مرکزیت استان خوزستان را عهده دار بود. این شرایط به گونه ای رقم خورد که شوشتر به شهری تمدن ساز تبدیل گردید و اندیشمندانی را در رشته های گوناگون علمی و صنعتی به جامعه زمان خود عرضه نمود. امروزه نام مشاهیر شوشتر در اقصا نقاط جهان برده می شود. از سوی دیگر وجود آثار تاریخی تأثیر گذار و مهم در این شهر، حکایت از رونق و شادابی این شهر در دوران های گذشته می کند که جا دارد این حکایت ها عمیقاً مورد تتبع قرار گیرد و راز و رمز آنها دریافته شود. این نوشتار سعی دارد علل رشد و ترقی شوشتر و نیز دلایل ویرانی و افول تمدن در شوشتر را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.

 

 

 

 

 

 

 

کتابنامه:

 

1- ابرقوهی ، محمد، مکاتبات رشیدی(رسائل خواجه رشیدالدین فضل الله طبیب)،به سعی واهتمام محمد شفیع،انتشارات پنجاب ایجوکیشنل پریس لاهور،سنه1364ه/1945م

 

2-ابن اثیر،عزالدین علی،الکامل(تاریخ بزرگ اسلام و ایران)،ترجمه عباس خلیلی،به تصحیح دکتر مهیار خلیلی، شرکت سهامی چاپ و انتشارات کتب ایران،چاپ اول 1351 تهران

 

3-ابن رسته، الاعلاق النفیسه،ترجمه دکتر حسین قره چانلو،انتشارات امیرکبیر،چاپ اول 1365 تهران

 

4-اعتمادالسلطنه،محمدحسن خان، تطبیق لغات جغرافیایی قدیم و جدید ایران، تصحیح میر هاشم محدث،انتشارات امیرکبیر،چاپ اول1363 تهران

 

5-افشار سیستانی،ایرج، خوزستان و تمدن دیرینه آن،جلداول،انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،چاپ اول 1373 تهران

 

6-اقتداری،احمد،آثار و بناهای تاریخی خوزستان،جلد اول،نشر اشاره، چاپ دوم 1375 تهران

 

7-امام شوشتری،سیدمحمدعلی،تاریخ جغرافیایی خوزستان، انتشارات امیرکبیر،چاپ اول 1331تهران

 

8- تقی زاده،محمد،شوشتر در گذرتاریخ،مؤسسه مطبوعاتی دارالکتاب جزایری،چاپ اول1376 قم

 

9- جزایری،سیدعبدالله،تذکره شوشتر،انتشارات کتابخانه صدر،چاپ اول1348 تهران

 

10- دوبد،بارون کلمنت اگوستوس،سفرنامه لرستان و خوزستان،ترجمه محمدحسین آریا،انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ اول1371 تهران

 

11- سترانک،ویلیام تئودور،حکومت شیخ خزعل ابن جابرو سرکوب شیخ نشین خوزستان،ترجمه صفاءالدین                                                      تبرائیان ،انتشارات مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران،چاپ سوم1385 تهران

 

12- ستوده،حسینقلی،تاریخ آل مظفر،جلد اول،انتشارات دانشگاه تهران،چاپ دوم1385 تهران

 

13- شوشتری، میرعبداللطیف خان،تحفة العالم و ذیل التحفه،به اهتمام صمد موحد،انتشارات کتابخانه طهوری،چاپ                اول1363 تهران

 

14- فردوسی توسی،ابوالقاسم منصور ابن حسن،شاهنامه،تصحیح ژول مول،انتشارات بهزاد،چاپ نهم1386 تهران

 

15- قبادیان،وحید،بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران،انتشارات دانشگاه تهران،چاپ چهارم1385 ،تهران

 

16- کسروی تبریزی،احمد،تاریخ پانصدساله خوزستان،انتشارات دنیای کتاب،چاپ اول1384 تهران

 

17- کریستن سن،آرتور،ایران در زمان ساسانیان،ترجمه رشیدیاسمی،انتشارات امیرکبیر،چاپ پنجم1367 تهران

 

18- گیرشمن،رمان،ایران از آغازتااسلام،ترجمه محمدمعین،انتشارات علمی فرهنگی،چاپ هفتم1368 تهران

 

19- لایارد،هنری استون،سفرنامه لایارد،ترجمه مهراب امیری،انتشارات آنزان،چاپ دوم1376 تهران

 

20- لسترنج،گی،جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی،ترجمه محمود عرفان،انتشارات علمی فرهنگی،چاپ سوم1367 تهران

21- مقدسی،شمس الدین ابی عبدالله محمدابن احمدبن ابی بکر البناءالشامی،احسن التقاسیم فی معرفةالاقالیم چاپ دوم،فی مدینة لیدن المحروسه،بمطبعة بریل،سنه1967 المسیحیه

 

22- محمدمرادابن عبدالرحمن ،ترجمه آثارالبلاد و اخبارالعباد،جلد اول،تصحیح دکتر سید محمد شاهمرادی،انتشارات دانشگاه تهران،چاپ اول1371 تهران

 

23- مرعشی،علاءالملک حسینی شوشتری،فردوس«درتاریخ شوشتروبرخی مشاهیر آن»،با مقدمه وتصحیح میر جلال الدین حسینی ارموی(محدث)،سلسله انتشارات انجمن آثار ملی،چاپ اول،1352 تهران

 

24- مهدی آبادی(صالحه)، محمدعلی،دیبای شوشتر(اشعار محلی شوشتری و فارسی)،انتشارات سیب سبز،چاپ اول 1381 تهران

 

25- محدث شوشتری،علی اکبر،ستاره درخشان شوشتر،انتشارات قیام،چاپ اول، بی تا،قم

 

26- مینورسکی،ولادیمیر،سفرنامه ابودلف در ایران،ترجمه سید ابوالفضل طباطبایی،انتشارات کتابفروشی زوّار،چاپ دوم،1354 تهران

 

27- نجم الملک،حاج عبدالغفار،سفرنامه خوزستان،بکوشش محمد دبیر سیاقی،انتشارات مؤسسه مطبوعاتی علمی،چاپ دوم، 1362 تهران

 

28- نوائی،عبدالحسین،کریم خان زند،شرکت سهامی کتابهای جیبی وابسته به مؤسسه امیرکبیر،چاپ چهارم،1376 تهران

 

29-هینتس،والتر،دنیای گمشده ایلام،ترجمه فیروز فیروزنیا،انتشارات علمی فرهنگی،چاپ دوم،1376 تهران

 

30- یعقوبی،احمد ابن ابی یعقوب(ابن واضح یعقوبی)،البلدان،ترجمه محمد ابراهیم آیتی،بنگاه ترجمه و نشر کتاب،چاپ دوم،1347 تهران

 

31- میر فتاح،علی اصغر،قلعه سلاسل(شهر شوشتر)،نشریه بررسیهای تاریخی (مجله تاریخ وتحقیقات ایران شناسی)،سال یازدهم،شماره دو،خرداد وتیر1355 ه.خ،مسلسل63

 

نوشته شده توسط محمد امیری  | لینک ثابت |